آسمان این شهر
بی احساس تر از آن است
که به پروازم معنا بخشد
نمی دانم
تا پایان این حادثه دوام می آورم یانه
یا پر می سوزانم و با آسمان می سازم
یا مرگ تفسیر کوچم خواهد شد
#کامران_نوربخش
برچسب:
نویسنده: شیدا فراهانی
حالا دیگر
یک خط در میان گریه میکنم،
حالا دیگر
شانههایم صبورتر شدهاند
و با هر تلنگری که گریه میزند
بیجهت نمیلرزند!
انگار دیگر هیچ اتفاقِ عاشقانهای
از چشمهایم نمیافتد
و پاییزِ من
اتفاق زردیست
که میتواند
ناگهان در آغوشِ هر فصلی بیفتد!
حالا تو هی به من بگو
بهار میآید . .
برچسب:
نویسنده: شیدا فراهانی
برچسب:
نویسنده: شیدا فراهانی
برچسب:
نویسنده: شیدا فراهانی
هیچکس و هیچ چیز،
بر زنی که با خواندنِ کتاب و شعر، گوش دادن به موسیقی و نوشیدن قهوه
حالش خوب می شود،
پیروز نخواهد شد.
برچسب:
نویسنده: شیدا فراهانی

نه کسی است ، نه کسی چشم به راه !
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه ؛
بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست
وقتی از عشق نصیبی نبری ،
غیر از آه . . .
ب ن:متنفرم از شب هایی که
خودم هم نمیدانم دردم چیست !شب بخیر
برچسب:
نویسنده: شیدا فراهانی
ریشه ام در بهار است
و برگ هایم در پاییز . . .
نه سبز می شوم نه زرد !
این روزها
حال درختی را دارم
که فصل ها را نفهمیده . . .
برچسب:
نویسنده: شیدا فراهانی
آیا ما سزاوار بودیم
تمام خیابان را در باران برویم؛
و در انتهای خیابان
کسی در انتظار ما نباشد؟
برچسب:
نویسنده: شیدا فراهانی